در پیش بی دردان چرا ، فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل ، با یار صاحبدل کنم
در پرده سوزم همچو گل
در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم ، تا گریه در محفل کنم
اول کنم اندیشه ای ، تا بر گزینم پیشه ای
آخر به یک پیمانه می ، اندیشه را باطل کنم
ز آنرو ستانم جام را ، آن مایه آرام را
تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم
از گل شنیدم بوی او ، مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او ، در کوی جان منزل کنم
روشنگری افلاکیم ، چون آفتاب از پاکیم
خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم
غرق تمنای توام ، موجی ز دریای توام
من نخل سر کش نیستم ، تا خانه در ساحل کنم
دانم که آن سرو سهی ، از دل ندارد آگهی
چند از غم دل چون رهی ، فریاد بی حاصل کنم
با درود به همه دوستان و عزیزان وبلاگ نویس که در این مدتی که من
غیبت داشتم با آمدن و سر زدن به وبلاگ من و با ابراز محبت و گذاشتن
پیام و نظرات خویش این حقیر را مورد لطف و محبت خویش قرار دادند
از همگی این بزرگواران کمال سپاس گذاری را دارم و سال نو را خدمت
همگی آنان و خانواده های محترمشان شاد باش می گوییم .

