تبليغاتX

ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

آه و شما هم به من خيانت كرديد .

آه خيانتي بس بدتر از اين جاهلان ناخرد .

با شما هستم، اي پدر ، با شما هستم اي مادر .

آه شما هم مستبداني براي آوردنم بوديد نفرين .

آه نفرين بر شما باد ، اي عزيزان عزيز .

و شما بي خواسته خواستن من بس گناهان كرده ايد در حق من .

اگر باشد روز حسابي ، پس طويلل صفي خواهد بود .

از شماها ، اي ولدهاي نا بلد .

كاش من هم حقي داشتم در آمدن،در بودن،در ماندن،در زندگي كردن .

رفتن هم كه در عهده ماها نيست .

پس من مي گويم،روز حسابي هم در انديشه ماها نيست .

كاش من يك نفر به دنيا ، ني آمدم .و شما مرا بدين روز گرفتار هوس خود كرديد .اي پدر و اي مادر .


آنان كه مي دانند اين را باور مي كنند كه چيست . آنان كه مردم را مي بينند و درد

را مي شناسند مي دانند كه درد چيست. آنان كه فقط خود و اينان را مي بينند هيچ

وقت نه خود را مي شناسند و نه مردم را خواهند ديد و هيچ نمي دانند كه اين و آن

مفهوم چيست .

اين پست را تقديم مي كنم به كسي كه با نام حزب الهي براي من ناسزا و فحش

كامنت گذاشت و من مجبور شدم كه كامنتش را پاك كنم. در ادبيات ما توهين جايي

ندارد و چقدر خوب بود همه تحمل مخالف و منتقد را داشتند . من فقط برايش مي

نويسم كه از راه دور فقط ماچ و يك شاخه گل برايت فرستادم اين هم در جواب فحش

هايي كه برايم فرستاده بودي .

[لینک ثابت] نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 23:24  توسط بزرگمهر آزادی  | 

نوشته هاي پيشين
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
فروردین 1386
اسفند 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384