نمي دونين چه غوغايي بود .آن كساني كه جلوتر از ما بودند جلوي چشم ما را گرفتند شايدم جاي چشم ما شدند و فرياد مي زدند كه ما بهتر ديده ايم و مي بينيم شما را لازم نبايد كه ببينيد ما از طرف شما خواهيم ديد ما چشم بينا و گوش شنواي شما خواهيم بود .مانميتوانستيم خود را به آنها رسانده و خود ببينيم شايد كه مي توانستيم تصميم بهتري بگيريم يا حداقل ما هم جزء مقصران باشيم . بيچاره آنهايي كه هنوز به ما هم كه جلوي آنها بوديم نرسيده بودند تقصيري هم نداشتند. چون نه مي توانستند و نه گذشت زمان به آنها
اجازه رسيدن داده بود . خلاصه چشم و گوش و فكر ما اونا بودند .
ولي افسوس كه نتوانستند تصميم درستي بگيرند.تمام چيزهايي كه فكر درست است و همه تصميمات و كارهايي كه كردند درست از آب در نيامد . همش برعكس شد چي مي خواستند و چي شد هدفشان چي بود به كجا انجاميد . شايد هم درست فكر نكردند نمي دونم شايد راه و اشتباه رفتند يا كه اشتباه بهشون نشون دادند البته فريب خوردند . دستهايي از پشت هم عامل بود و افكاري از سمتي ديگر جهت مي داد .
افسوس كه ديگه گذشته و هم به خودشون و هدفشون خيانت كردن هم به ما و اونايي
كه تازه رسيدن و اونايي كه خواهند رسيد .
خلاصه خيلي چيزها رو داشتند و بعضي چيزهارو نداشتند يعني فكر مي كردن كه نوع
دومي خيلي مهم تر از اوليه براي دومي دويدند كه اولي و دومي رو با هم داشته باشن
ولي افسوس . وقتي به خيال دومي دويدند همين كه به خيال خودشون رسيدند ديدند
كه اينجور نبوده. همين كه به خود اومدن ديدند كه نه تنها دومي رو بدست نياوردن بلكه
اولي رو هم از دست دادند . آره ديگه هيچكدوم و نداشتند نه اولي و نه دومي.ميدونين
سومي چي بود . آره فقط سومي براشون موند . سومي پوچي بود آره پوچي .
از اولي گذشتن به دنبال دومي دويدن به دومي نرسيدن اولي رو از دست دادن دومي
رو هم كه نتونستن بدست بيارن فقط سومي موند كه اون هم پوچي بود.پوچي و پوچي.
چقدر خوب بود كه جمع را فداي اميال و ايده فرد نكنيم . اندوه از اينهمه فرد گرايي كاش
يكي فرياد جمع گرايي سر مي داد .
هر كسي را بهر كاري ساخته اند هيچ تني از براي همه امور نيست.فرداي ديروز كه رفت
فكر فرداي امروز را بكن . خدايا چگونه انسانهايي را خلق كرده اي كه صاحب اختيار ذات تو
در روي زمين تو شده اند و با انديشه هاي شيطاني اهريمني رانده درگاه تو خو گرفته و
بساط ظلم و ستم و ريا و مكر خويش را با نام تو و از براي رضاي تو بر پا داشته اند .
يادمان نرود كه : كار هر بز نيست خرمن كوفتن ... گاو نر مي خواهد و مرد کهن