تبليغاتX

ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

حرف روز . مشایی . حضرت نوح عرضه مدیریت نداشت دنیا به پخ کشیده شد.

حرف من . محمد ابن عبدالله هم پخ زیادی خورد و با دین شیطانیش دنیا را به

کثافت کشاند.

 

برخیزید ملت ایران . دشمن در خانه است .

جاوید ایران مرگ بر حکومت اسلامی

 

 

[لینک ثابت] نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 5:18  توسط بزرگمهر آزادی  | 

ملا خامنه ای مرگت فرا رسیده کارت تمامه ما که شادمانیم تو چطور .

مزدورانت چطور . ایت الشیطانهای بی ناموس دورت چطور.

زنده باد ازادی. جاوید ایران زمین .

[لینک ثابت] نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 1:16  توسط بزرگمهر آزادی  | 

جهان جام و فلک باده اجل می

خلایق باده نوشه مجلس وی

 

درگذشت ایت الله منتظری را به خانواده و شاگردان و دوستدارانش تسلیت می گویم

روانش شاد .

[لینک ثابت] نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 2:24  توسط بزرگمهر آزادی  | 

دشمن تان را بجویید و جنگتان را بر پا بکنید!
جنگی در راه اندیشه ها تان: و اگر اندیشه تان
از پا درآمد؛ باز راست کرداری شما می باید غریو
پیروزی بر دارد!

[لینک ثابت] نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 20:25  توسط بزرگمهر آزادی  | 

من که پا ندارم
با دستهای توست که راه می روم
من که چشم ندارم
با دل توست که می بینم
بسته کامم
با گلوی توست که نفس می کشم
در سکوت مطلق
تبسمم. خشک. بر لبان تو
تو خود منی
من تو
تکرار در خیشتن
اما بی فریاد نگاه تو
نگاهی که معنی می کند
برایم زندگی را
که هیچ نبوده و نیست
اما ما. بودن را
بازی می کنیم
و چه زشت.

بر هر ایرانی واقعی و با شرف واجب که هیچ گاه از
یاد نرود و فراموش نشود یک شعار هیشگی.
لعنت بر حکومت اسهالی ملا.

[لینک ثابت] نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 1:43  توسط بزرگمهر آزادی  | 

مشت می کوبم بر دیوار
دیواری ساخته ازافکارشما
بیهوده تلاشی بود مرا
روز و شب چنگ زدن بردیوار
پوشانده خاک وطن را سراسر شیاطین سیاه
بر نمی خیزد لاله سرخ
ز خاکی که شوره زار گشته است 
ازظالمان ظلم خداپیشه
و ای کاش هیچ گاه بدین سرزمین پای نمی نهاد
آن آریا پدر.


هیچ چیز.هیچ کسی وهیچ جایی به غیر از وطن و خاکش
و نهاد خانواده مقدس و قابل احترام نیست.

[لینک ثابت] نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 20:3  توسط بزرگمهر آزادی  | 

خدا پاشنه آشیل انسانهاست
دین اسب تروا
وآخرت حباب برخورد موج با صخره
و رند شاهانیند پیامبران
بر گرده خدا سوار
با پالانی از جنس مردم
و مقدس با اکسیر جهل.

[لینک ثابت] نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 23:51  توسط بزرگمهر آزادی  | 

بر پنجره می زند بادچپ.
به سرانگشت.خودودا.
برخیز پنجره را بازکن.
اما..هوشیار باش.
دستت را بیرون مبر.
شاید که دستت را باد چپ خورد.
یادت باشد که.
اگر خودوداهم بود.
بازهم به امید او.
دستت را بیرون مبر.

 

[لینک ثابت] نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 2:24  توسط بزرگمهر آزادی  | 

ریش بلند
عقل کوتاه
دستاربسر
نعلین بپا
افکارپلید
دل چرکین
حامی پوتین
جنایت می کند
قساوت می کند
مال ملت غارت می کند
جوانان را تجاوزمی کند
قلم را بشکسته.
اهلش به زندان می کند
خانه های عشق ویران می کند
از جهان ساخت بمب. پنهان می کند
صادراتش انقلاب است و ترور
وارداتش.جانیان.آدمکشانه. یغور
حامیانش مغرب نشینان.شرقیان.
اینچنین است که.
می کوبد. برسرایرانیان
دمکراسی.حقوق بشر.شعاری. توخالی است.
چونکه نفت و گازاولین حرف. این وادی است.

[لینک ثابت] نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 0:55  توسط بزرگمهر آزادی  | 

وتو فیلسوف شعر نوین بودی
جادوگر کلمات بی جان
شعرت از جنس پرسش
نگاهت چرای چگونه کجای آفرینش
توبه کلمات جان دادی در دادگاه پرسش
اماهیچ نیافتی حکمی برای حقیقت
وما نیز چنین
آنگاه که بقدر گناهان بشر
انسانیت تقاص پس می دهد


[لینک ثابت] نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 5:10  توسط بزرگمهر آزادی  | 

صدایش همچوآوای خوش قناری
جلابخش تن و روان
آوایی ملکوتی
حنجره قمری
رخ قمری
دل قمر
گرچه سالهارخ در خاک
حنجره خاموش
اماطنین صدایش تاابدنگردد فراموش.

[لینک ثابت] نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 16:58  توسط بزرگمهر آزادی  | 

با چکمه های سیاهش
بر قلب آزادگان قدم برمی داشت
شیطانی که هنوز در فکرش فرشته بود
برای خداوندگاری از جنس حباب
وبادندانهای افعیانش
تن انسانیت را می درید
چرا که می ترسید که فریدونی
دگر باره
زاده شود
در چرمینه دامن کاوه ای

[لینک ثابت] نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 22:15  توسط بزرگمهر آزادی  | 

از  بودن در میان شما خسته ام
ازهم زبان بودن با شما بیزار
هم زبان منید ولی هم اندیشه. نی
در کنار منید ولی در محفل من. نی
هم تبار منید به ظاهر و همقطار من. نی
عاشق خاک پاکم و سینه چاک وطن
ولی از برای ایرانی نما. نی
درد وطن دارم و دردی کهن. بسیار
درد دین دارید و از برای.دینار
این است علت که بر تعقل می کشید دیوار
من از تبار کوروش و داریوشم و خشایار
شما از تبار خشم و خون. زشت کردار
تا بدانجا که تاریخ بنوشته بر سنگ و دیوار.

[لینک ثابت] نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 4:6  توسط بزرگمهر آزادی  | 

بر سرم می کوبی . با چماق استبداد

بردهانم می زنی مشت . بخاطرمستبد

ازبرایم می کشی . قداره

به کدامین دلیل ؟

برای کدامین فرعون ؟

با گلوله می بندی . گلویم را

با زنجیر . دستانم

چگونه پاک می کنی . افکارم را ؟

کدامین قل و زنجیر . اندازه خواسته هایم است؟

کوچک است قل و زنجیرت

کوچک کوچک همچو دنیایت

با شمایم ای خرده مخلوقات خداوندگان کاغذی

[لینک ثابت] نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 22:20  توسط بزرگمهر آزادی  | 

چقدر تنهایم من

و چه غربتی است اینجا

می جنگد افکارم با گذر ثانیه ها

بر می خیزد وسوسه دیدار

وایستاده است در مقابلم یک دیوار

می گفت سهراب آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست

می گویم من آدم اینجا بی رؤیاست

ودراین ظلمت بی رؤیایی

کوتاه ترین راه رسیدن به فناست

خوب می گفت اخوان

پادشاه فصل ها پائیز

عاشق برگ زرد رنگ پائیزم من

اما پائیز ایران

باران یاور همشیگی تن پیاده روهاست

عاشق بارانم من

اما نه اینجاایران

بوی پائیز وطنم در رگهایم جاری است

سرد سرد است اینجا

نه سری.سودایی

نه دلی.رؤیایی

کاش تا زنده ام

خواب خوش آزادی

در رؤیایم جاری شود همچو نیسم

[لینک ثابت] نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 23:52  توسط بزرگمهر آزادی  | 

نوشته هاي پيشين
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
فروردین 1386
اسفند 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384